تبليغاتX
خط به خط























خط به خط

قال الحسین(ع):

بسم الله الرحمن الرحیم

من الغریب الی الحبیب . . .

 

نوشته شده در یکشنبه 6 آذر1390ساعت توسط مهدی احمدی|

هر روز  احساس  كمتر بودنم با شما و در کنارتان آزارم می دهد، مي دانم هميشه هستيد و بدون هيچ چشم داشتي مرا همواره در درياي محبت و عشقتان غوطه ور مي كنيد. اما من، از خودم مي گويم، از خودي كه لحظاتم را براي هر چيزي برنامه ريزي مي كنم الّّا براي . . . وقتش هم كه مي رسد؛ با تمام تلاش در كمترين زمان...و خداحافظ.

خودتان مي دانيد خجالت زده هستم، و هر بار لبخندي از سر مهر جوابم بوده، لبخندي كه در زندگي؛

هر چه بد مي شوم باز هم خوبي و خوبي و خوبي ...
نوشته شده در شنبه 21 آبان1390ساعت توسط مهدی احمدی|

دماي رزوگار هر روز پايين تر از روز قبل است، هر روز به انجماد اين انسانيت پوشاليمان نزديك تر مي شويم، آه كشيدنهايمان را انتها يي نيست و اي كاش كمي خدا بود در كنار زندگيمان!
 از خودم بيشتر از همه دلگيرم از نمازهاي صبح بر تيغ آفتاب، تا رد كردن دست پيرزن فقيري كه با لبخند كمك مي خواست!
معلوم نيست چه مي شودمان؛ نان هايمان شك دار و درآمدهايمان بي بركت، هدفهايمان بي ارزش و تلاش هايمان بي ثمر، فرياد بلندمان عجل لوليك الفرج است اما در دلمان ...

گاهي بايد فكر كرد؛ به كجا چنين شتابان!

 

نوشته شده در دوشنبه 23 خرداد1390ساعت توسط مهدی احمدی|

 

بهارم دخترم از خواب برخیز

شكر خندی بزن شوری برانگیز

گل اقبال من ای غنچه ناز

بهار آمد تو هم با او بیامیز

بهارم دخترم آغوش وا كن

كه از هر گوشه گل آغوش وا كرد

زمستان ملال انگیز بگذشت

بهاران خنده بر لب آشنا كرد

بهارم دخترم صحرا هیاهوست

چمن زیر پر و بال پرستوست

كبود آسمان همرنگ دریاست

كبود چشم تو زیبا تر از اوست

بهارم دخترم نو روز آمد

تبسم بر رخ مردم كند گل

تماشا كن تبسم های او را

تبسم كن كه خود را گم كند گل

بهارم دخترم دست طبیعت

اگر از ابرها گوهر ببارد

وگر از هر گلش جوشد بهاری

بهاری از تو زیبا تر نیارد

بهارم دخترم چون خنده صبح

امیدی می دمد در خنده تو

به چشم خویشتن می بینم از دور

بهار دلكش آینده تو


شعر از  فریدون مشیری


*عید همگی شما مبارک (هرچند که هیچ عیدی بدون حضور وجود مبارک او معنایی ندارد)

نوشته شده در شنبه 28 اسفند1389ساعت توسط مهدی احمدی|

وقتی هنگامه حضورش نزدیک می شد، اتفاقات خارق العاده بسياري رخ داد؛سپاه ابرهه با آن عظمت و شكوه اسير سنگ ريزه هاي پرندگاني ضعيف شدند تا حرم امن الهي از گزند ناپاكان دور بماند، طاق كسري فرو ريخت، آتشكده فارس خاموش شد و...كه نشان از بركت وجود نورانيش داشت، زمين تا كنون اين تعداد فرشته را به خود نديده بود،  فرشتگان فوج فوج روي زمين فرود مي آمدند تا شاهد به دنيا آمدن رحمةالعالمين باشند.

این روزها نیز خبرهای عجیب و غريب از گوشه و کنار دنیا به گوش می رسد، گويي هنگامه ظهور  نزديك است، اي كاش امسال نيز عام الفيلي ديگر باشد و صبح جمعه اي كه ساليان سال است منتظران را در حسرت گذاشته فرا رسد.



*شايد اين جمعه بيايد شايد!

نوشته شده در سه شنبه 3 اسفند1389ساعت توسط مهدی احمدی|


آخرين مطالب
» دردیست غیر مردن
» دعوی عشق کردن آسان است!
» اي كاش!
» بهار
» "عام الفیل"
» مردی که اسب بود
» درددل
» از همان آغاز بود
» حقيقتي كه هست
» یادباد آن روزگاران یادباد!
Design By : Pars Skin