خط به خط
دماي رزوگار هر روز پايين تر از روز قبل است، هر روز به انجماد اين انسانيت پوشاليمان نزديك تر مي شويم، آه كشيدنهايمان را انتها يي نيست و اي كاش كمي خدا بود در كنار زندگيمان! گاهي بايد فكر كرد؛ به كجا چنين شتابان! بهارم دخترم از خواب برخیز شكر خندی بزن شوری برانگیز گل اقبال من ای غنچه ناز بهار آمد تو هم با او بیامیز بهارم دخترم آغوش وا كن كه از هر گوشه گل آغوش وا كرد زمستان ملال انگیز بگذشت بهاران خنده بر لب آشنا كرد بهارم دخترم صحرا هیاهوست چمن زیر پر و بال پرستوست كبود آسمان همرنگ دریاست كبود چشم تو زیبا تر از اوست بهارم دخترم نو روز آمد تبسم بر رخ مردم كند گل تماشا كن تبسم های او را تبسم كن كه خود را گم كند گل بهارم دخترم دست طبیعت اگر از ابرها گوهر ببارد وگر از هر گلش جوشد بهاری بهاری از تو زیبا تر نیارد بهارم دخترم چون خنده صبح امیدی می دمد در خنده تو به چشم خویشتن می بینم از دور بهار دلكش آینده تو وقتی هنگامه حضورش نزدیک می شد، اتفاقات خارق العاده بسياري رخ داد؛سپاه ابرهه با آن عظمت و شكوه اسير سنگ ريزه هاي پرندگاني ضعيف شدند تا حرم امن الهي از گزند ناپاكان دور بماند، طاق كسري فرو ريخت، آتشكده فارس خاموش شد و...كه نشان از بركت وجود نورانيش داشت، زمين تا كنون اين تعداد فرشته را به خود نديده بود، فرشتگان فوج فوج روي زمين فرود مي آمدند تا شاهد به دنيا آمدن رحمةالعالمين باشند. این روزها نیز خبرهای عجیب و غريب از گوشه و کنار دنیا به گوش می رسد، گويي هنگامه ظهور نزديك است، اي كاش امسال نيز عام الفيلي ديگر باشد و صبح جمعه اي كه ساليان سال است منتظران را در حسرت گذاشته فرا رسد.
بسم الله الرحمن الرحیم
من الغریب الی الحبیب . . .
خودتان مي دانيد خجالت زده هستم، و هر بار لبخندي از سر مهر جوابم بوده، لبخندي كه در زندگي؛
هر چه بد مي شوم باز هم خوبي و خوبي و خوبي ...
از خودم بيشتر از همه دلگيرم از نمازهاي صبح بر تيغ آفتاب، تا رد كردن دست پيرزن فقيري كه با لبخند كمك مي خواست!
معلوم نيست چه مي شودمان؛ نان هايمان شك دار و درآمدهايمان بي بركت، هدفهايمان بي ارزش و تلاش هايمان بي ثمر، فرياد بلندمان عجل لوليك الفرج است اما در دلمان ...
شعر از فریدون مشیری
*عید همگی شما مبارک (هرچند که هیچ عیدی بدون حضور وجود مبارک او معنایی ندارد)
*شايد اين جمعه بيايد شايد!
| Design By : Pars Skin |

